انباشت و مسابقه تسلیحاتی در حوزه خلیج فارس؛ نقد یک دیدگاه
نویسنده: حمیدرضا اکبرپوردکتری حقوق بینالملل عمومی و عضو گروه اقتصاد سیاسی بین الملل
یکی از باورهای مرسوم و رایج در باب حوزه خلیج فارس که هر از گاهی دستمایه دستگاه دیپلماسی و سایر ارکان قدرت در ایران قرار میگیرد، تاکید بر انباشت اسلحه در این منطقه است که مسبب اصلی آن را ایالات متحده میدانند که صادرات اسلحه را به دولتهای این منطقه تسهیل و تسریع کرده است. به عقیده آنان گسیل تسلیحات، باعث شروع یا تشدید درگیریها در این منطقه شده است. که البته ایران از این مسئله، لطماتی دیده است و به نوعی به مسابقه تسلیحاتی نیز دامن زده است. اما برای آزمودن این فرض باید نگاهی به آمار واردات و صادرات تسلیحات کشورها کرد و از سه بُعد به این فرض نگریست.
بُعد اول از منظر قیاس در بستر جهانی است. اینکه آیا خاورمیانه در قیاس با سایر نقاط جهان، مبدا اصلی واردات اسلحه است یا خیر. با نگاهی به آمار، آنچه مشخص است در طول یک دهه اخیر علیرغم همه جنگها و درگیریهای مسلحانه در خاورمیانه، هنوز هم منطقه جنوب و جنوب شرقی آسیا بزرگترین واردکنندگان اسلحه است. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز پس از منطقه مذکور، دومین واردکنندگان تسلیحات در جهان هستند که البته با توجه به تنشها و جنگهای رخ داده در طول این سالها، طبیعی است. با این تفاسیر، این موضوع که حوزه خلیج فارس به مقصد صادرات سلاحهای غربی تبدیل شده است فرض درستی است.
بُعد دوم از منظر منطقهای است. منظور از قیاس منطقهای، توجه به این موضوع است که سهم هر کشوری از واردات به این منطقه چقدر است. با نگاهی به آمار منتشر شده از میزان واردات تسلیحات به کشورهای این منطقه، آنچه جالب توجه است این نکته است که قریب به نیمی از صادرات به منطقه مذکور به عربستان صورت میگیرد. در واقع عربستان چهار برابر عراق، سه و نیم برابر امارات و سه برابر قطر تسلیحات وارد میکند. نکته دیگر اینکه واردکنندگان اصلی تسلیحات از غرب در این منطقه، چهار کشور مذکور هستند که به جز عربستان که با ایران در تقابل منطقهای است، ایران با امارات بیشترین حجم مراودات تجاری را دارد و با عراق و قطر نیز در بالاترین سطوح سیاسی همکاری دارد. بنابراین دو نقد اساسی به تلقی مطروحه سردمداران سیاست خارجی ایران وارد است. نقد اول اینکه واردات به این منطقه بیش از اینکه انباشت تسلیحات در حوزه خلیج فارس باشد و شامل تمام منطقه شود، انباشت اسلحه در عربستان است و شامل یک کشور خاص میشود و نمیتوان آن را به کل منطقه تعمیم داد. البته بیشک جهش واردات تسلیحات در کشوری مانند قطر نیز معلول عوامل مقطعی مانند محاصر این کشور توسط دول اعراب بود که باعث افزایش واردات پنج برابری تسلیحات به این کشور شد که قاعدتاً با کاهش تنشها، حجم این واردات نیز کاهش خواهد یافت. نقد دوم هم اینکه ایران با سه کشور امارات، قطر و عراق، دارای روابطی بسیار حسنه در بُعد تجاری و سیاسی است.
بُعد سوم و پایانی در آمار واردات تسلیحات به کشورهای حاشیه منطقه خلیج فارس مستتر است که بعضاً نقش تعیینکننده در معادلات این منطقه داشته و دارند. چهار کشور ترکیه، پاکستان، مصر و اسرائیل از بزرگترین وارد کنندگان تسلیحات در حاشیه این منطقه میباشند.
مصر پس از عربستان و هند، بزرگترین واردکننده تسلیحات در جهان است اما چند متغیر اساسی در مورد این آمار وجود دارد. اول اینکه عمده واردات این کشور از روسیه است و نه کشورهای غربی. دوم اینکه این کشور علیرغم نقش کلیدی در جهان عرب اما در حوزه خلیج فارس، زیر سایه کشورهای دیگری مانند عربستان و امارات است و نقش مستقل و تعیین کننده ندارد. سوم هم اینکه علیرغم نداشتن رابطه دیپلماتیک با ایران اما در موضع تخاصم هم نیست و اگر مواضعی در مقابل ایران لحاظ کرده باشد هم به دلیل حمایت از عربستان بوده است.
دومین کشور مورد بررسی، پاکستان است که یکی از ده کشور بزرگ واردکننده تسلیحات است. قریب به اتفاق تسلیحات وارداتی این کشور از چین و روسیه است. علاوه بر این، پاکستان در طول پنج سال اخیر دست به کاهش ۲۳ درصدی واردات تسلیحات زده است. فارغ از این موارد، این کشور با ایران دارای پیوندهای بسیار است و همواره سیاست عدم تنش و روابط دوستانه بر رابطه این دو کشور حاکم بوده است. این مسئله علیرغم این واقعیت است که پاکستان با عربستان همواره روابطی استراتژیک داشته است.
سومین کشور، ترکیه است. واردات تسلیحات ترکیه دارای تنوع بسیاری است و شامل ایالات متحده، ایتالیا و اسپانیا میشود و با توجه به تحولات اخیر به خرید تسلیحات روسی نیز متمایل شده است. نکته قابل توجه دیگر، کاهش قابل ملاحظه واردات این کشور است به نوعی که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ میلادی، شاهد کاهش ۵۹ درصدی واردات تسلیحات این کشور بودهایم. افزون بر همه این موارد ترکیه دارای روابط سطح بالایی با ایران است و همواره علیرغم اختلافاتی که دارند از نزدیکترین شرکای ایران بوده است.
آخرین مورد، کشور اسرائیل است که همواره نقش موثری در بازار تسلیحات داشته است. بدون شک روابط این کشور با ایران به ویژه با توجه به حملات دریایی متقابل و پیشینه تاریخی که وجود داشته است در بالاترین حد تنش قرار دارد. اما نکتهای در این میان وجود دارد و آن این موضوع است که علیرغم افزایش ۶۵ درصدی واردات تسلیحات در طول سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ میلادی، هنوز به عنوان یک واردکننده بزرگ شناسایی نشده است چرا که تنها در حدود یک و نیم درصد واردات جهانی به این کشور اختصاص دارد. اما از آن سو، این کشور هشتمین کشور صادرکننده تسلیحات در جهان است و طی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ میلادی، ۵۹ درصد صادرات تسلیحاتی خود را افزایش داده است و سه درصد بازار صادرات تسلیحات در جهان را در دست گرفته است. بنابراین اسرائیل یک کشور صادرکننده تسلیحات است تا واردکننده.
درمجموع با توجه به ابعادی که مطرح شد، میتوان تلقی رایج در سیاست خارجی ایران در باب ارسال تسلیحات آمریکایی به منطقه خلیج فارس و انباشت آن در این منطقه و تشدید درگیریها را به دو شق تقسیم کرد. شق اول در باب انباشت تسلیحات در این منطقه است که با توجه به تحلیلهای مطروحه، صحیح است و این منطقه پس از منطقه جنوب و جنوبشرقی آسیا، بیشترین حجم واردات تسلیحات را دارد. اما در شق دوم، نکات اساسی قابل بحثی وجود دارد. اول اینکه واردات و انباشت اسلحه در این منطقه بیش از آن که به صورت منطقهای باشد به آمار واردات عربستان ختم میشود. بنابراین خطاب این تلقی یا حداقل تاکید موکد باید بر عربستان باشد. دوم اینکه اکثر واردکنندگان تسلیحات منطقه و یا حاشیه این منطقه با ایران دارای روابط حسنه هستند. کشوری مانند اسرائیل که در تقابل با ایران قرار دارد نیز بیشتر یک کشور صادرکننده تسلیحات است تا این وارد کننده باشد. سوم هم اینکه برخی کشورهای عمده واردکننده تسلیحات در این منطقه، وارداتشان صرفاً از ایالات متحده یا حتی اروپای غربی نیست و دارای تنوع مبادی وارداتی هستند که شامل کشورهای روسیه و چین میشود. حتی برخی به مانند پاکستان و مصر، عمده وارداتشان از چین و روسیه است. در نهایت پیشنهاد میشود در کنار اینکه نوک پیکان دستگاه سیاست خارجی در باب این موضوع، باید بیشتر به سمت عربستان برای کاهش واردات اسلحه و در نتیجه فروکش کردن مسابقه تسلیحاتی در سطح منطقه باشد، از سوی دیگر نیز باید سایر کشورهای جهان از قبیل روسیه و چین را نیز در کنار ایالات متحده و اروپای غربی مورد شماتت قرار دهد تا سیاست کاهش صادرات تسلیحات به این منطقه، فارغ از دستهبندیهای سیاسی مورد توجه جامعه جهانی قرار گیرد.
آمار مربوط به صادرات و واردات تسلیحات به کار رفته در این یادداشت تحلیلی، برگرفته از گزارهبرگ ذیل است:
Pieter D. Wezeman, Alexandra Kuimova and Siemon T. Wezeman. (2021). "Trends In International Arms Transfers 2020". Stockholm International Peace Research Institute Website, Available At:
https://sipri.org/sites/default/files/2021-03/fs_2103_at_2020.pdf
جهت ارجاع علمی: حمیدرضا اکبرپور، « انباشت و مسابقه تسلیحاتی در حوزه خلیج فارس؛ نقد یک دیدگاه »، تاریخ انتشار: 1400/5/27
نویسنده
حمید رضا اکبرپور
ژوهشگر مهمان در مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه می باشد. نامبرده دانش آموخته مقطع دکتری رشته حقوق بینالملل از دانشگاه دانشگاه آزاد است. حوزه مطالعاتی وی شامل سازمانهای بینالمللی و حقوق بشر است این پژوهشگر عضو پیوسته گروه مسائل خلیج فارس و عضو وابسته گروه های ملاحظات استراتژیک آمریکا و کشمکش و همکاری در خاورمیانه می باشد.