گروه مطالعاتی ترکیه شناسی

بررسی تحولات ژئوپولتیک منطقه با تاکید بر سیاست خارجی ترکیه

نشست شنبه 22 آبان 1395 گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با عنوان«بررسی تحولات ژئوپولتیک منطقه با تاکید بر سیاست خارجی ترکیه» با سخنرانی دکتر پیروز مجتهد زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسایل سیاسی، و با مدیریت آقای حسین طالبی از اعضای گروه ترکیه شناسی و جمعی از پژوهشگران برگزار شد.
 
در آغاز نشست آقای طالبی، در مقدمه موضوع گفت: امروز فضاي خليج فارس و خاورمیانه بسيار تغيير كرده است. ناکافی بودن توان قدرت هاي بزرگ در حل مسايل منطقه، رقابت قدرت های منطقه ای با یکدیگر، ظهور تروريسم و به هم ريختگي مرزها، وضعيت پیچیده ای را رقم زده و ترکیه در چنین فضایی درصدد پیگیری منافع و سیاست های خود در منطقه است و در این راستا با افزایش دخالت و حضور خود در سوریه و عراق خواهان احیای گونه ای نوعثمانی گرایی است. که این امر باعث تشدید بحران های منطقه ای شده است.
 
در ادامه این نشست دکتر مجتهد زاده ضمن اشاره به موضوع ژئوپولتيك و اقبال فراوان نسبت به آن در یک دهه ی اخیر در کشور افزود از یک سو باید از این گسترش استقبال کرد و خشنود بود و از دیگر سو می بایست نگران اظهار نظرهای غیرعلمی و بی پایه ای بود که با عنوان ژئوپولتیک مطرح می شود.
 
این استاد دانشگاه سپس به معنای واژه ژئوپولتیک پرداخته و بیان کرد: ژئو به معناي كره ی زمين است و ژئوپولتيك به معناي رقابت قدرت ها براي تسلط بر جهان با بهره گیری از امكاناتي كه جغرافيا در اختيارشان قرار مي دهد. برای نمونه، تنگه ی هرمز به عنوان یک شاهراه حیاتی و مهم اقتصادی- نظامی به ایران که بر آن کنترل و نظارت دارد قدرت رقابتی و ژئوپولتیکی مهمی می بخشد و از جمله امکاناتی به شمار می آید که جغرافیا در اختیار ایران قرار داده است.
 
وی با اشاره به پدیده ی قدرت به عنوان مفهوم مرکزی و اصلی در سیاست و ژئوپولتیک، قدرت را برخورداری از همه گونه امکانات از جمله برتری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، جغرافیایی و غیره دانسته و معنای دیگر آن را توانایی اعمال نفوذ یک کشور در ورای مرزهای خود تعبیر کردند. بنابراین کشوری صاحب قدرت خواهد بود که بتواند اهداف و منافع خود را به نسبت های گوناگون در محیط پیرامونی یا جهانی پیگیری کرده و سیاست های خود را اجرا کند. با این تعریف می توانیم از قدرت های درجه ی اول که مقیاسی جهانی دارند، قدرت های درجه ی دوم با قدرت منطقه ای، قدرت های درجه ی سوم با توان محدود و در نهایت از کشورهای بدون قدرت سخن به میان آوریم.
 
دکتر مجتهد زاده تصریح کرد: که واژه خاورميانه بیش از آن که به یک محدوده جغرافیایی دلالت کند يك قرارداد و مصلحت سياسي است که بر پایه ی منافع دنیای غرب تبیین می شود. با توجه به چنین رویکردی می توان از چهار قدرت اصلی در منطقه ی خاورمیانه نام برد که عبارتند از ایران، ترکیه، مصر و اسراییل که از نوع درجه ی دوم با توان منطقه ای به حساب می آیند. هرچند واضح است که قدرت امری ثابت نیست بلکه سیال بوده و در گذر زمان و بر اثر مولفه های گوناگون قابل قبض و بسط خواهد بود. چنان که امروزه مصر دیگر از آن توان و نفوذ گذشته اش فاصله گرفته و به حاشیه ی سیستم منطقه ای رانده شده است.
 
به گفته دکتر مجتهد زاده یکی از ابزارهای مهم در اندازه گیری قدرت ملی بازیگران، جمعیت آن است. از این منظر ایران، ترکیه و مصر وضعیت مناسبی دارند اما اسراییل با وجود ضعف در این مورد به سبب داشتن پشتوانه ژئوپولتیک در پیوند با اروپا و آمریکا چندان مشکلی ندارد. از آنجا که پایبندی به یک هویت ملی قوی در میان چنین جمعیتی شاخصی مهم خواهد بود می توان نتیجه گرفت که عربستان به رغم خریدهای سنگین نظامی و تهیه ی ساز و برگ جنگی به دلیل بی بهره بودن از یک ملت با تعریف مدرن آن در پیشبرد اهدافش ناکام مانده و ظرفیت تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای را هم تراز با این چهار بازیگر ندارد. در علم جغرافیا هر پدیده ای دارای یک علت ماهوی و وجودی است در این راستا عربستان به عنوان یک ملت فاقد چنین هسته ی اولیه و علت وجودی قابل اتکاست. هرچند بکوشد تا با هزینه های میلیاردی و خرج پول های کلان جایگاه منطقه ای خود را ارتقا بخشد.
 
تركيه نیز به عنوان يكي از چهار قدرت اصلي خاورميانه در برهه هاي گوناگون قدرت خود را نشان داده است. به ویژه رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری این کشور سعي مي كند قدرت تركيه را در ورای مرزها گسترش داده و بر نفوذ کشورش بیفزاید.
 
معمای اصلی در مورد سیاست خارجی ترکیه این نکته است که از یک سو این کشور بدون عضویت در ناتو نمی تواند وزن فعلی را در منطقه و جهان داشته باشد و از سوی دیگر با عضویت در این سازمان هم نمی تواند از زیر چتر ایالات متحده خارج شده و مستقل عمل کند.
 
 این کارشناس مسایل سیاسی در پایان افزود از مجموع تحرکات آقای اردوغان می شود برداشت کرد که او به دنبال گونه ای احیای ارزش ها و مناسبات امپراتوری عثمانی است که غیرممکن بوده و به شکست می انجامد. امروزه پیگیری چنین رویکردی از سوی سیاستمداران ترکیه به وجهه و آبروی این کشور که در طی سه چهار دهه ی گذشته به دلیل بهره مندی از یک دموکراسی به نسبت موفق به دست آمده آسیب زده است.