گروه مطالعاتی روندهای فكری
فرضیه عباس عدالت: خشونت تکفیریها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است
توضيح
در 25 فروردین ماه 1395، گروه روندهای فکری مرکز پژوهشهای علمی و پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، به همراه انجمن علمي علوم سياسي ايران (كميته دانشجويي)، میزبان پروفسور عباس عدالت بود. عباس عدالت تحصیلکردهی ریاضیات و کامپیوتر بوده اما چند سالی است در مورد خشونت در خاورمیانه تحقیق میکند. گفتنی است گزارشی از اين برنامه پیش از این در سايت های ديگر منتشر شده و اينك از سوی مركز مطالعات استراتژیک خاورميانه در شکلی دیگر منتشر مي شود. عنوان بحث ایشان در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه این بود:
«ابن تیمیه و ریشهیابی جهادگرایی القاعده، طالبان و داعش»
آنچه در ادامه میخوانید روایت قدير نصری از بحثهای پروفسور عباس عدالت است که از حیث گشودن پنجرهای نو به مبحث خشوت تکفیری در خاورمیانه، بسيار حائز اهمیت است.
1. ردپای خشونت مغولها در اقدامات خشونتگران داعشی
عباس عدالت با تمرکز بر نگرش روانشناختی – تاریخی، فرضیهی جدیدی مطرح کرد با عنوان فاجعهزدگی. مطابق این فرضیه که عدالت آن را حدود سال 1389 در مجلهی بخارا منتشر نموده است، «اگر کسی یا گروهی مورد خشونت قرار گیرد به صورتی غیر آگاهانه و بدون آن که بخواهد، خشونتگرا میشود و قربانی خشونت دقیقاً مانند عامل خشونت، مهاجم میشود». بر این اساس، آسیبدیدگی و فاجعهزدگی بعد از تجربهی خشونت، بسیار مهم است. حملات خشونتبار مغولها باعث شد این تجربهی خونین، صدها سال وارد زندگی اجتماعی ما مسلمانان شود و حتی خشونتهای آقامحمدخان، تیمور لنگ، شاه اسماعیل، نادرشاه و بسیاری خشونتهای دیگر، از آثار خشونت مغولهاست که سینه به سینه و نسل به نسل به ما رسیده است و تمام خشونتهای خانوادگی، اجتماعی را میتوان با رجوع به فجایعی که مغولها در متصرفات خود کاشتند، فهم نمود.
2. سهم سیاستهای نواستعماری ایالات متحده
به باور پروفسور عدالت، غربیها، به خصوص آمریکاییها، فهم دقیق و درستی از ریشههای خشونت ندارند و مرور ادبیاتشان در باب حوادث 11 سپتامبر نشان میدهد که موضوع را درست درک نکردهاند. آنها فقط از اسرائیل پشتیبانی میکنند و به دیگر وجوه خشونت کاملاً بیتوجه هستند.
3. سوانح زندگی ابن تیمیه و نقش این تجربه در خشونتهای امروزین داعش
پروفسور عباس عدالت، نام ابن تیمیه را در عنوان سخنرانی خود گنجانده بود و این، نشان از اهمیت يك فقیه حنبلی در بحثهای او داشت. عدالت، با روایت تاریخی حوادث شهر حران (زادگاه ابن تیمیه و رنجها و آموختههای نامبرده در آن ديار) چنین نتیجه گرفت که ابن تیمیه با الهامگیری از مغولهای معاصر خود، فتاوا و آموزههایی داده که امروزه به کمک داعش آمده است. طبق این روایت، مغولها پنج سال پیش از تولد ابن تیمیه، از مملوکهای مستقر در مصر شکست خوردند و در ایام کودکی ابن تیمیه بود که مغولها به قصد جبران آن شکست به زادگاه ابن تیمیه یورش برده و آن را با خاک یکسان کردند. ابن تیمیه به همراه والدینش از حران متواری و عازم دمشق شد. این حوادث و تأثیراتش روی شخصیت و شناخت ابن تیمیه، اکنون در قالب فیلم هاي مستندی ساخته شده و تامل در این فیلم ها نشان میدهد که ابن تیمیه شدیداً رنجور و مقهور مغولهاست و از مردم حران میخواهد که فرار نکنند و مقاومت بورزند.
4. آموختههای ابن تیمیه از تجربه مغولان
به گفتهی محقق مؤسسهی امپریال کالج انگلستان، ابن تیمیه سه نکته را از مغولان یاد گرفت و بعدها آن را در فتاوای خود به کار گرفت: نقش انسجام در پیروزی، ضرورت اقدام قاطع و دوقطبیسازی جمعیت، سه نکتهای بودند که ابن تیمیه از مغولان آموخت و آن را در نوشتههایش به کار گرفت. فشار روانیای که ابن تیمیه از محل این یورش و کشتار مغولان تحمل کرد در سالیان بعد در زندگی او پدیدار شد و او را شخصیتی آرزومند انتقام، خودشیفته و پرخاشگر به بار آورد. البته این صفات منفی، نافی مقام وی در علم الحدیث یا حفظ قرآن و تفسیر آن نیست. ابن تیمیه تا 12 سالگی قرآن و اکثر احادیث را از بر کرد، در 18 سالگی جواز فتوا گرفت و در 22 سالگی به عنوان جانشین پدرش، مفسر قرآن شد. او در زمینهی مسائل زنان، حج، طلاق و دوری از حیات مادی و وقف زندگی برای مباحث عبادی، فتاوای مشهوری دارد که در نوع خود شایان توجه هستند. او برای آزادی زندانیانی که در اسارت مغولان بودند به دیدن غازانخان رفت و در مقابل سپاه و دربار غازانخان، از مردم دمشق دفاع کرد. این قبیل صفات سبب شدند برخی او را فقیهی شجاع و حتی مهدی موعود خطاب کنند. اما فارغ از مسائل شخصی، نکتهای که برای بحث این جلسه اهمیت دارد این است که ابن تیمیه، دنیا و زندگی را مجالی برای عبادت خدا میشمرد و معتقد بود اگر به دست کسی کشته شویم، چون در حال زندگی کشته شدهایم، شهید شمرده میشویم. این قبیل باورها را داعش نیز دارد. آنها هم تلقی مشابهی نسبت به دنیا و زندگی دارند.
5. تکفیر آسان و سریع
با این که عدهای مسحور صفات فوقالعادهی ابن تیمیه بودند، اما او به دلیل همان فاجعهزدگی، رفتارهای قابل نکوهش هم داشت. تعابیر متواتری وجود دارد که نشان میدهند ابن تیمیه به راحتی دشنام میداد، تکفیر میکرد، متکبر و بیپروا بود و به خاطر باور به رسالت الهیاش، خودشیفته نیز بود. او علیه مغولان فتاوای تکفیری صادر کرده و یک نمونه از تکفیرهای او، کافر خواندن الجایتو، برادر غازانخان بود، الجایتو شیعه شده بود اما ابن تیمیه علیه او فتوایی طولانی و شدید صادر کرد. تکفیر او محدود به الجایتو نبود، او بسیاری دیگر را به راحتی کافر میخواند: آنان که صفات الهی را انکار میکنند یا مسیحیان و یهودیان را کافر نمیدانند، همگی در شمول کفار به شمار میآمدند.
نتیجه
جهادگرایی القاعده و داعش و طالبان را میتوان متأثر از شخصیت و افکار ابن تیمیه برشمرد. فقه ابن تیمیه به طرز قابل توجهی از تفکر دو قطبی (دوست - دشمن) مغولها تأثیر پذیرفته است. در زمانهی او لشکر مغول به صورت کامل و مطلق زیر فرمان یاسای چنگیز بودند و جز اطاعت، هیچ رفتار دیگری در مقابل یاسای چنگیز مجاز نبود. ابن تیمیه نیز، در فقه سیاسی خود، فقط موارد مندرج در صدر اسلام را مجاز شمرده، بقیه را بدعت و بدعتگر میشمارد. همان گونه که گروهی پیشگام یا پیشتاز، مجری فرمان یاسای چنگیز بودند، ابن تیمیه نیز گروهی تابع و مطیع خود را داشت که فتواهایش را اطاعت و اجرا میکردند. محمد ابن عبدالوهاب که بعدها رهبر وهابیون شد، الهام گرفته از ابن تیمیه بود. محمد ابن عبدالوهاب به جای مغولها، علیه عثمانیها شورید و این شورش از حمایت کامل انگلیسیها برخوردار بود. البته انگلیسیها در کشتار شیعیان هم حامی وهابیها بودند. نابودی کربلا و تخریب شدید آن از سوی وهابیها، شباهت زیادی با نابودی حران به دست لشکر مغول داشت. سالها بعد، اسلامگرایان رادیکال، رهبر دیگری یافتند که سید قطب نام داشت. او بعد از دستگیری و شکنجه به دست جنال عبدالناصر، کتابی با عنوان«نشانههای راه» نوشت که این کتاب هم اکنون الگوی القاعده و داعش است. رهبران القاعده و داعش، همگی سید قطب را شهید و ابن تیمیه را پیشوای خود میشمارند. در یک کلام میتوان دوباره تأکید نمود که آسیبدیدگی روانی در دوران کودکی میتواند از حیث روانشناختی سبب خشونتورزی شود و خشونت دیدن در گذشته، مولد جهادگرایان خشن در آینده میشود.
تأملات حضار در فرضیهی عدالت
بعد از ایراد سخن از سوی عباس عدالت، دیدگاههای او مورد ارزیابی حضار قرار گرفت. دکتر برزگر از نقش ملاحظات ژئوپلیتیک در ظهور داعش سؤال کرد و دکتر نصری این سؤال را طرح نمود که آیا اين فقط مردم خاورمیانه بودند که وارث خشونت مغولان شدند؟ و اين كه فرق بین خشونت مغول و خشونت اسکندر یا روسها و آمریکاییها در چیست؟آقاي منصور براتي از نقش عوامل داخلي من جمله زوال فكري و عقب ماندگي انديشگي در مناطق مورد هدف داعش سوال كرد. دكتر سلمان صادقي زاده از ماهيت حمله مغولها و شيوه تاثيرگذاري آن روي وجدان فكري مسلمين پرسيدند ، سيد رضا حسيني از نوسلفيسم و تمايز هاي آن با جريانهاي پيشين سوال كرد و نوبت به پاسخهاي آقاي عدالت رسيد.
پروفسور عدالت ابتدا تصريح داشت كه بررسي تبار مغولي خشونت داعشيان، ساده انگاري نيست و ملاحظات ژئوپليتيكي در مرتبه بعدي قرار دارند و به رغم اهيمتي كه دارند مكمل اصل فاجعه زدگي رواني هستند. نكته ديگر اين كه حملات مغولها اصلا با حملات تيمور و اسكندر و امثالهم اصلا قابل مقايسه نيست و بسيار خشونت بارتر بود. بخش بسيار مهمي از خشونت كاريها در خاورميانه امروز محصول حركت مغولها و برداشت امثال ابن تيميه از آموزه هاي مغولي در لباس اسلامي است. مرور اظهارات شيوخ القاعده نشان مي دهد كه به صراحت و عميقا از ابن تيميه متاثرند كه خود فجايع حملات مغولي را تجربه كرده و آن را در متون و فتاواي خود بازتاب داده است. پس از پايان وقت رسمي جلسه، دکتر عدالت باز هم به یکایک ملاحظات و انتقادات حضار پاسخ گفت و این نشست در ساعت 20 خاتمه یافت.