گروه مطالعاتی ترکیه شناسی
دیپلماسی انرژی ترکیه
نشست اول تیر 1392 گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با عنوان "دیپلماسی انرژی ترکیه" که توسط خانم شبنم چادری از اعضای گروه ارائه شد، با حضور دکتر اسداله اطهری مدیر گروه ترکیه شناسی و اعضای گروه، همچنین برخی کارشناسان مسائل خاورمیانه برگزار گردید. در ابتدا خانم تقی پور که مدیریت نشست را بر عهده داشت به بیان آخرین تحولات ترکیه و اهمیت بحث انرژی پرداخت و سپس خانم چادری بحث خود را آغاز کرد.
خانم چادری در آغاز گفت: ترکیه طی سالهای اخیر با رشد سریعی که در حوزه اقتصادی داشته است توانسته به یکی از بازارهای در حال رشد انرژی تبدیل شود بهطوریکه مصرف اولیه انرژی در این کشور در سال 2006 معادل 92 میلیون تن نفت بوده که در سال 2010 با رشدی چند درصدی به میزان 126 میلیون تن رسیده است، این در حالی است که این کشور با محدودیت منابع انرژی داخلی نیز روبرو است و درحال حاضر تنها قادر است پاسخگوی 30% تقاضای داخلی خود باشد و این امر تا حد زیادی منجر به وابستگی این کشور به واردات انرژی شده است. از سوی دیگر ترکیه به دلیل موقعیت استراتژیکی که در منطقه دارد به عنوان دروازه انرژی دارای اهمیت فراوانی است و نقش کلیدی در جریانات عرضه نفت و گاز طبیعی از سوی کشورهای روسیه، منطقه خزر و خاورمیانه به اروپا دارد و این کشور همواره به عنوان مسیر ترانزیتی عمده در انتقال نفت از طریق دریا مطرح بوده و اهمیت ترکیه در انتقال نفت و گاز از طریق خط لوله نیز رو به افزایش است.
سپس خانم چادری در خصوص دیپلماسی ترکیه در خصوص انرژی و تأثیران آن بر سیاست خارجی این کشور در منطقه گفت: سیاست انرژی ترکیه بعد از نشست هلسینکی سال 1999 پیشرفت چشمگیری داشته و لذا خود را ملزم به پیگیری سیاستهای تطبیقی این اتحادیه در زمینه انرژی کرده است، به طوریکه پس از 2001 و تصویب قانون بازار گاز طبیعی و برق در ترکیه، شاهد پیشرفت چشمگیری در سازماندهی مجدد و آزادسازی بازار گاز و برق کشور با هدف همگرایی با بازار انرژی داخلی اتحادیه اروپا بوده ایم. از این گذشته با تصویب قوانین بازار نفت و ال پی جی سازوکارهای رقابتی نیز در این بخشها در پیش گرفته شده و اداره تنظیم مقررات بازار انرژی (( EMRA) نیز در این کشور برای تنظیم و نظارت بر بازار ال پی جی، نفت، گاز و الکتریسیته ایجاد شده است.
ترکیه در درجه نخست قصد دارد با استفاده از سرمایه داخلی و همینطور جذب سرمایه خارجی در کنار استخراج و بهرهبرداری از منابع داخلی به تامین انرژی داخلی خود و منفعت اقتصادی دست پیدا کند به طوریکه بر طبق اطلاعات منتشر شده توسط وزارت انرژی و منابع طبیعی ترکیه، هدف گذاری این سازمان؛ تولید تجاری این ذخایر تا سال 2016 میباشد. بعلاوه ترکیه سعی دارد با تبدیل خود به دروازه انرژی منطقه اهداف اقتصادی و سیاسی خود را محقق کند. این کشور با ایجاد دوکریدور شرقی_غربی و شمالی جنوبی از یک سو تلاش دارد با ایجاد راهی موسوم به (راه ابریشم جدید) ذخایر نفت و گاز دریای خزر را به بازارهای اروپایی متصل کند و از سویی دیگر منابع نفتی و گازی را از طریق زیربستر دریای سیاه و از بندر جیهان به بازارهای اروپایی انتقال بدهد.
ترکیه در این اقدامات علاوه بر تامین هزینه های اقتصادی و انرژی خود می تواند بیش از پیش در منطقه جایگاه خود را تثبیت و ارتقا بخشد زیرا با توجه به نیاز بازارهای اروپایی به انرژی، که حدودا 17% از کل انرژی جهان را مصرف می کنند و با تاکید بر متنوع سازی سعی دارد بعد از نروژ و روسیه و الجزایر به چهارمین صادرکننده گاز به اروپا تبدیل شود و برای همین قراردادهای متنوعی را به امضا رسانده تا گزینه های متعددی را به بازار اروپا عرضه کرده باشد. آن ها امیدوارند که همین مسئله و هم نیاز روزافزون اروپا به گاز دریافتی از مسیر ترکیه فرآیند پذیرش این کشور را در اتحادیه اروپا تسریع نماید ضمن اینکه ترکیه با مطرح شدن به عنوان درگاه انرژی در منطقه اهمیت استراتژیک خاصی پیدا میکند. بدین صورت که از طرفی به واسطه خط لوله های حوزه شاه دنیز (آذربایجان) و ترکمنستان ضمن انتقال منابع این منطقه به اروپا از مسیری ایمن تر می تواند نفوز و همبستگی های خود را در کشورهای این منطقه بیش از گذشته احیا کند و همین طور نوعی وابستگی متقابل و رقابت بیشتری میان این کشورها و سایر تولید کنندگان منطقه ایجاد کند ، چنانچه ترکیه نشان داد می تواند این موضوع را به عنوان اهرمی تشویقی مقابل کشورهایی مانند ارمنستان نیز بکار بندد.
البته مسئله انرژی گهگاهی هم به عنوان اهرم فشار علیه ترکیه استفاده شده است همان طور که پس از آغاز مذاکرات عادی سازی روابط این کشور با ارمنستان؛ آذربایجان تهدید کرد که ترکیه را از معاملات گازی کنار خواهد گذاشت و پس از آن نیز شرکت روسی ”گاز پروم“ در معامله ای با آذربایجان متعهد شد که 500 میلیون مترمکعب گاز آذربایجان را از سال 2010 به اروپا ارسال کند.
از سوی دیگر مسئله انتقال گاز کشورهای عربی است که برای انتقال گاز مصر از طریق اردن، سوریه به ترکیه و سپس به اروپا خط لوله ناباکو از سال 2009 در جریان است و دررابطه با اسرائیل نیز پس از فروپاشی شوروی این کشور اولیتهای انرژی خود راتغییر داده و بیشترین درصد انرژی مورد نیاز خود را از جمهوری های شوروی سابق تامین می کند و خط لوله نفتی باکو تفلیس جیهان کمک شایانی به تامین منابع مورد نیاز اسرائیل از این طریق است، ضمن اینکه از سال 2005 به بعد ترکیه گام های مهمی را برای ورود به بازار تولید انرژی اسرائیل و سرمایه گذاری در این کشور برداشته است.
در کنار این موضوع ترکیه علاقه فراوانی به توسعه ذخایر گازی عراق و همین طور واردات گاز از ایران دارد، 19 % کل واردات گاز طبیعی ترکیه از ایران صورت می گیرد و ایران جایگاه دوم را در صادرات گاز به ترکیه دارد و همواره سعی کرده در مبادلات انرژی با ایران استقلال رای خود را حتی در مقابل آمریکا حفظ کند .
بنابراین باید گفت که دیپلماسی انرژی ترکیه در درجه نخست برآوردن نیازهای داخلی خود و پس از آن گسترش نفوذ خود با استفاده از موقعیت استراتژیکی اش به عنوان درگاه انرژی منطقه ی است که بر اساس آن هزینه های مصرف شده در بخش انرژی را از طریق بهای ترانزیت خط لوله جبران می کند. این اقدامات ترکیه همچنین می تواند مسیر جدیدی را برای همکاری ترکیه و اروپا باز کند و روند ورود این کشور را به اتحادیه اروپا تسریع نماید و منجر به نفوذ موثر تر ترکیه در منطقه خواهد شد .
در ادامه بحث آقای علی رستمی پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات خاورمیانه گفت: آنچه امروز بحث شد بیشتر در مورد انتقال نفت و گاز بود. خاور میانه منطقه ای است که نفت آن بیشتر از سایر مناطق است بنابراین ارسال نفت به سایر مناطق یکی از جنبه های قضیه است آنچه می تواند به نفع کشورها باشد تنها انتقال انرژی نیست، در همین دوران تحریم نفتی 200 نوع محصولی که از پالایش نفت به دست می آید بیشترین میزان درآمد را برای کشور ما داشته و در بازار کشورهای دیگر دنیا به فروش رسیده بنابراین آنچه برای ما دارای اهمیت است نه انتقال انرژی از طریق ترکیه به اروپا بلکه همین مساله پالایش نفت است که می تواند بسیار مهم باشد. با توجه به مسائل مهمی که از نقطه نظر نفتی وجود دارد من فکر می کنم انتقال نفت از نقطه ای به نقطه دیگر تقریباً یک حالت منطقه ای پیدا کرده است.لازم به ذکر می باشد که انرژی را تنها از نقطه نظر انتقال عنوان کردن تنها یک بخش قضیه است در مورد ترکیه نیز مساله نفت یک امر ثانوی نسبت به پیشرفتهای اقتصادی این کشور است ترکیه با پیشرفت اقتصادی و گسترش کارخانه ها و به اصطلاح تولید توانسته با حدود 300 میلیارد دلار صادرات موقعیت خود را برای خرید نفت تثبیت کند در ایران با وجود بخش اصلی تولیدات کشاورزی و خدمات و صنعت و بویژه پالایش محصولات نفتی من معتقدم ما به عنوان یک کشور اگر بتوانیم به تولیدات خود تداوم دهیم بسیار مفید تر از این است که فکر کنیم چگونه آنرا به ترکیه منتقل کنیم و از آنجا آنرا به اروپا برسانیم.
آقای رحمت حاجی مینه پژوهشگر مهمان پژوهشکده نیز گفت مبحث دیپلماسی انرژی ترکیه را می توان بر اساس دو رویکرد کلان و خرد ترکیه مطرح کرد. یعنی اینکه دیپلماسی انرژی را با توجه به سیاست های کلی ترکیه در عرصه خارجی مطالعه کرد یا اینکه آن را به تنهایی دید که البته رویکرد اول، نگرشی جامع تر برای فهم این مساله فراهم خواهد کرد. وی همچنین گفت با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه ، آنکارا تلاش کرد تا ترکیه را به یک هژمون منطقه ای تبدیل کند، ترکها با برنامه ریزی سعی کردند که در هر زمینه ای به جای اینکه منتظر فرصت باشند آن را بسازند و ما شاهد چرخش 180 در سیاستهای آنها هستیم و اینکه در بحث قدرت منطقه ای در زمینه انرژی نه به عنوان تولید کننده و صادر کننده بلکه با بهره گیری از موقعیت ژئوپولتیکی و موقعیتی ترانزیتی توانستند موقعیت استراتژیک خود را ارتقاء دهند. در همین چارچوب ما شاهد این هستیم که آن ها سعی کردند به عنوان یک مسیر و راه به انتقال انرژی نگاه کنند که مهم ترین پیامد آن وابستگی است، وابستگی کشورهای منطقه به ترکیه و درخواست ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا با کارتی که این کشور برای تبدیل شدن به مسیر استراتژیک انرژی در اختیار دارد قطعاً جایگاه بهتری برای آن در اتحادیه اروپا خواهد یافت و قدرت چانه زنی ترکیه در مذاکرات آینده بالا خواهد رفت.
در انتها این نشست با سؤالات و نظرات سایر پژوهشگران پایان یافت.
گزارش ؛ سحر تقی پور دبیر گروه ترکیه شناسی و الهام السادات پاس