گزارش نشست مشترک پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با اساتید علوم سیاسی لبنان

روز چهارشنبه 22 آذر 1391 پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، نشستی را با موضوع  انقلاب های عربی و آینده معادلات منطقه ای" برگزار کرد. در این نشست پژوهشگران مقیم و مهمان پژوهشکده، اساتید دانشگاه و جمع کثیری از دانشجویان مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد از دانشگاه های مختلف حضور داشتند. اساتید برجسته لبنانی دکتر محمد نورالدین، دکتر طلال عتریسی، دکتر غسان العزی و از سوی پژوهشکده نیز دکتر کیهان برزگر و آقای محمد علی مهتدی به ایراد سخنرانی پرداختند. 

در ابتدا دکتر کیهان برزگر رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه که ریاست نشست را نیز بر عهده داشت بحث خود را با موضوع  "انقلاب های عربی و تأثیر آن بر توازن قدرت منطقه ای" آغاز کرد. وی این تحولات را در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی مورد بررسی قرار داد. در سطح داخلی این استاد دانشگاه تحولات عربی را نقطه عطفی در انتقال سیاسی خاورمیانه مطرح کرد. وی اظهار داشت که این انتقال سیاسی در بعضی از کشورها مثل مصر و تونس صلح آمیز بوده و در بعضی از کشورها مثل لیبی، بحرین، یمن و سوریه خشونت آمیز بوده است. از این لحاظ تحولات عربی تأثیر جدی بر پتانسیل های سیاست داخلی کشورهای عربی و پلورالیزه کردن ساختار قدرت و مردم در این کشورها داشته است که سوریه و مصر دو نمونه آشکار آن هستند.

در سطح منطقه ای رئیس پژوهشکده اظهار داشت که تحولات عربی علاوه براینکه بر نقش بازیگران منطقه ای تأثیر داشته است، جهت معادلات منطقه ای را نیز تغییر داده است. در این راستا برخی از بازیگران منطقه ای چون ایران و ترکیه احساس فرصت و بازیگرانی چون عربستان و اسرائیل احساس تهدید کردند. در سطح بین المللی دکتر برزگر احساس و سیاست دوگانه بازیگران فرا منطقه ای نسبت به این تحولات را مورد توجه قرار داد. به عنوان مثال، آمریکا در مقابل تحولات مصر ابتدا واکنش سردی نشان داد اما رفته رفته سعی کرد این تحولات را مدیریت کند و یا در سوریه نیز علی رغم شعارها بسیار عمل گرا بوده است. اتحادیه اروپا نیز به دلیل نزدیکی با منطقه و نگرانی از بی ثباتی در منطقه و همچنین بحران اقتصادی خود، در قبال این تحولات بسیار غیر فعال بوده است. روسیه و چین نیز این تحولات را از لحاظ فراهم کردن شرایط برای ایفای نقش جدی تر در منطقه "فرصت" و از لحاظ  مهار نفوذ غرب "تهدیدی" جدی برای خود تلقی می کنند.

سپس آقای محمد علی مهتدی پژوهشگر ارشد پژوهشکده به معرفی کامل سخنرانان لبنانی و جایگاه علمی-پژوهشی آن ها در محافل دانشگاهی و سیاستگذاری لبنان و منطقه به شرح زیر پرداخت: دکتر محمد نورالدین استاد علوم سیاسی در دانشگاه بیروت و پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه در خصوص "نقش ترکیه در تحولات منطقه"، دکتر طلال عتریسی استاد علوم سیاسی استاد علوم سیاسی در دانشگاه بیروت و پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه در خصوص "نقش مصر در تحولات آینده منطقه" و دکتر غسان العزی استاد جامعه شناسی در دانشگاه بیروت و پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه در خصوص "تحولات منطقه و نقش قدرت های فرامنطقه ای" نکاتی را مطرح خواهند کرد. در ادامه آقای مهتدی این نکته را یادآور شد که اساتید لبنانی طی سال های اخیر همکاری های علمی گسترده ای با مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران و بیروت داشته اند. 

در ادامه دکتر نورالدین به عنوان سخنران بعدی نکاتی را در خصوص موضوع سخنرانی خود مطرح کرد. وی در ابتدا به سیاست خارجی چند بعدی دولت جدید ترکیه بر مبنای استراتژی به "صفر رساندن مشکلات با همسایگان" و تلاش برای برقراری روابط خوب با همسایگان منطقه ای خود اشاره کرد. در ادامه وی اظهار داشت که دو تحول سبب تغییر این سیاست منطقه ای ترکیه شده است. نخست، حمله  اسرائیل به کاروان کشتی مرمره ترکیه؛ دوم، تحولات جهان عرب. در ادامه این پژوهشگر ارشد به جهت گیری های متفاوت ترکیه نسبت به تحولات جهان عرب اشاره کرد. وی  سیاست ترکیه در قبال تحولات سوریه را در راستای سرنگونی رژیم اسد ارزیابی کرد و اهداف ترکیه از سرنگونی  رژیم سوریه را در چهار دسته طبقه بندی کرد نخست،برداشتن موانع برای ایفاگری نقش اصلی در منطقه؛ دوم،تلاش برای تجدید امپراطوری عثمانی؛ سوم، ایجاد محوریت سنی در منطقه و رهبری  آن؛  و چهارم، تقویت موقعیت ناتو در منطقه. 

 دکتر نورالدین سپس شکست ترکیه در برآوردن اهداف خود در منطقه به ویژه در سوریه را مورد توجه قرار  داد و دلایل این شکست را در دو بعد داخلی و خارجی مطرح کرد. از لحاظ داخلی وی به اختلافات قومی میان ترک ها –کرد ها، اختلافات مذهبی میان سنی ها- شیعه ها، و گسترش ناامنی از سوی حزب کارگران کرد (پ ک ک) و همراهی با حزب کارگران کرد شمال سوریه اشاره کرد. از لحاظ خارجی نیز این پژوهشگر لبنانی به جایگزینی سیاست ا"یجاد مشکل" به جای "صفر کردن مشکلات" با همسایگان، جایگزینی قدرت سخت به جای قدرت نرم و همچنین پی گرفتن رویکرد یک جانبه گرایی در منطقه مطرح کرد. 

در ادامه، دکتر عتریسی نکاتی را در خصوص موضوع سخنرانی خود مورد توجه قرار داد. وی در ابتدا با اشاره به اینکه منطقه دوران گذار را سپری می کند، سرانجامِ تحولات منطقه را نامعلوم دانست. این پژوهشگر ارشد لبنانی در ادامه تحولات مصر جدید را در دو سطح داخلی و منطقه ای مورد توجه قرار داد. در سطح داخلی وی به مقایسه انقلاب اسلامی ایران و مصر پرداخت و ماهیت این دو انقلاب را به چند دلیل متفاوت دانست. نخست اینکه، بر خلاف ایران که انقلابی مردمی داشته است روی کار آمدن اخوان نتیجه انقلاب مردمی نبوده است. دوم، بر خلاف  ایران پس از انقلاب که در تمامی ارکان قدرت یعنی "سیاسی"، "نظامی"، "فرهنگی"، "اقتصادی"، تغییراتی صورت گرفت در مصر این اتفاق نیفتاد. در مصر پس از انقلاب، بسیاری از شخصیت های نظام سابق در ارکان قدرت مصر جدید باقی ماندند و نهادهای قدرت همچنان قدیمی است. این مسئله برای رئیس جمهور جدید مصر چالشی جدی است. بر همین اساس  است که مرسی طرح قانون اساسی جدید را در راستای  متمرکز کردن قدرت در دست خود مطرح کرد که البته واکنش هایی جدی را در داخل این کشور برانگیخت.

در سطح منطقه ای این استاد دانشگاه چگونگی باز آفرینی نقش منطقه ای مصر در میان مدت را مورد توجه قرار داد و در این راستا بر دو نکته تأکید کرد: نخست، لزوم توجه مصر به بازیگران منطقه ای ایران، ترکیه و عربستان. دوم، داشتن سیاستی متفاوت از سیاست مبارک در منطقه؛ در این راستا بایستی روابط این کشور با آمریکا و اسرائیل بازتعریف شود که البته تاکنون تغییر چشمگیری را شاهد نبوده ایم. در پایان دکتر عتریسی به جایگاه دو گروه اخوان المسلمین و الازهر در مصر اشاره کرد. وی اظهار داشت که اخوان المسلمین که قدرت را نیز در اختیار دارد در  تلاش برای تثبیت قدرت خود از طریق اعتمادسازی با آمریکا و اسرائیل است. الازهر نیز که قبل از انقلاب مصر از معتدل ترین گروه های فکری اسلام گرا بوده است، در مصر جدید بعد از اخوان و سلفی ها در جایگاه سوم اهمیت قرار دارد. 

دکتر العزی به عنوان آخرین سخنران در ابتدا به استفاده از اصطلاح "انقلاب های عربی" اشاره کرد و آن را واژه نامناسبی برای تبیین تحولات منطقه دانست. وی با اشاره به اینکه تمامی مراکز تحقیقاتی از وجود مشکلات متفاوت در کشورهای خاورمیانه آگاه بودند اما با این وجود، تمام محققان، قدرت های بزرگ و منطقه ای از انقلاب های مردمی در کشورهای عربی منطقه و سقوط برخی از نظام ها غافلگیر شدند. سپس وی به شرح تحولات در کشورهای منطقه از جمله در تونس و مصر پرداخت. در خصوص تونس وی به حمایت اروپا از تظاهرات مردمی و سرایت این تظاهرات به مصر اشاره کرد. در خصوص مصر این استاد دانشگاه اظهار داشت که در پی اوج گرفتن تظاهرات مردمی در این کشور، موروثی بودن حکومت در مصر مطرح بود که محافظه کاران آمریکا از موافقان و دولت اوباما از مخالفان این موضوع بودند. 

از دیدگاه دکتر العزی توافقی میان اروپا و آمریکا برای تعیین منطقه نفوذ خود در منطقه در جریان است. بر این مبنا که منطقه شمال آفریقا منطقه نفوذ اروپا باشد و در مقابل آنچه که برای آمریکا در منطقه مهم است، حفظ امنیت اسرائیل در منطقه و همچنین حفظ پیمان نامه های دولت های عربی قبل از انقلاب ها با آمریکا است که از جمله آن ها می توان به  حفظ موافقتنامه کمپ دیوید اشاره کرد. در این راستا وی  امکان تفاهم و توافقات اخوان المسلمین و آمریکا را بعید ندانست. به دلیل آنکه مشکلات داخلی مصر تاحدی پیچیده و بسیار است که اخوان المسلمین که قدرت را در مصر در اختیار دارد، به تنهایی توان حل این مشکلات را ندارد. در این راستا این پژوهشگر ارشد به دیدگاه برخی از تحلیلگران در خصوص به قدرت رسیدن اسلام گرایان اشاره کرد. بر این مبنا که "اگر اسلام گرایان به قدرت برسند؛ به دلیل مواجه شدن با انبوهی از مشکلات و عدم توانایی در حل آن ها، در نهایت شکست می خورند."

در ادامه، سخنرانان به سؤالات حاضرین پاسخ دادند:

دکتر نورالدین در پاسخ به سؤالی در زمینه "چگونگی وضعیت معادله قدرت در خاورمیانه با توجه به افزایش روابط حماس، ترکیه و قطر از یک سو و کاهش روابط ایران و حماس از سویی دیگر" اظهار داشت: نظام آینده جهان عرب را نتیجه تحولات در سوریه تعیین می کند. در شرایط بلوک بندی سیاسی بین کشورها از یک سو روسیه، چین و ایران  تلاش می کنند تا رژیم سوریه حفظ شود و از سوی دیگر کشورهایی چون ترکیه خواهان سرنگونی رژیم سوریه هستند. در سوریه روی کار آمدن اخوان برای ترکیه حیاتی است و در صورت عدم نقش آفرینی، ترکیه متضرر می شود. نکته دیگر اینکه سنی مذهب بودن حماس سبب شده کشورهای منطقه تلاش کنند تا برگه فلسطین و حماس را به سمت خود جذب کنند و این امر به ضرر ایران است.
دکتر عتریسی در پاسخ به سؤالی در رابطه با "وجود اختلاف یا وحدت در جبهه اخوان المسلمین مصر" مطرح کرد: در آغاز انقلاب بین اعضای اخوان بر سر پیوستن یا نپیوستن به انقلاب اختلاف نظر وجود داشت اما هم اکنون که تظاهرات بر علیه محمد مرسی در جریان می باشد، اخوانی ها متحد هستند.

دکتر العزی در پاسخ به مخالفت یکی از حضار با نظریه مطرح شده در خصوص "روی کارآمدن اسلام گرایان در کشورهای دچار تحول شده در منطقه" ابراز داشت: سخن گفتن از این نظریه به معنای صحیح یا غلط بودن آن نیست بلکه منظور از مطرح کردن آن این است که گستردگی مشکلات کشورهای عربی موجب شده تا غرب بر این باور باشد که بدون نقش آن ها کشورهای عربی نمی توانند مشکلاتشان را حل کنند. با توجه به این نظریه اگر اسلام گراها روی کار آیند به خاطر مشکلات گسترده شکست خواهند خورد و ناچارا به غرب روی خواهند آورد. بر این اساس غرب بدون متحمل شدن هزینه های سنگین، منافعش در منطقه با حکومت های جدید دوست تأمین خواهد شد.

یکی از حضار در خصوص "موقتی یا دائمی بودن گسترش نفوذ حزب عدالت و توسعه ترکیه در بین اعراب " سؤال کرد که دکتر نورالدین در پاسخ به این سؤال اظهار داشت: تفکر ترکیه در خصوص سوریه با توهم همراه است؛ چراکه تصور می کند با روی کار آمدن اخوان در سوریه می تواند یک جبهه سنی، ترکی و عربی در منطقه ایجاد کند و خود را در راس این جبهه قرار دهد. در صورتیکه ترکیه واقعیت های میدانی در سوریه را به طور دقیق مطالعه نکرده و در تحلیل دچار مشکل شده است. موضوع دیگر گسترش نفوذ ترکیه از طریق عربستان و مصر است، در صورتی که این امر نیز توهمی بیش نیست. چراکه در مورد عربستان؛ بین وهابیگری در عربستان و سنی گری در ترکیه تضاد شدیدی وجود دارد به طوریکه نمی توان این دو را با هم جمع کرد. در مورد مصر نیز صرفا نمی توان بر ایدئولوژی اخوان المسلمین و موضوع سنی گری برنامه ریزی کرد، چرا که مصر کشور مهمی در جهان عرب، خاورمیانه و آفریقا است و ژئوپلیتیک و فرهنگ خاص خود را دارد. در ادامه وی با توجه به نقش کلیدی مصر در حل بحران غزه به نقش کمکی ترکیه اشاره کرد. 

دکتر عتریسی در پاسخ به این سؤال که "کشورهای عربی نقش جمهوری اسلامی را به چه صورت می بینند" بیان کرد: در حال حاضر همه کشورهای عربی منطقه در تلاش برای محدود کردن نقش ایران در منطقه از یک سو و ایفای نقش ایران در منطقه از سوی دیگر هستند.بر این اساس ایران مهم ترین نقش منطقه ای را دارا است. 

دکتر نورالدین در پاسخ به سؤالی در رابطه با "دیدگاه اعراب نسبت به جابجایی قدرت کردها در سوریه" مطرح کرد که ترکیه همواره در حالت احساس کرد هراسی است و در سوریه هر اتفاقی که روی دهد منطقه کردستان سوریه یک واقعیت در برابر ترکیه خواهد بود. وی در ادامه به عدم نقش آفرینی کشورهای عربی در این خصوص اشاره کرد. 

دکتر عتریسی در پاسخ به سؤال "ارتباط لبنان با تحولات مصر و سوریه" بیان کرد تحولات مصر تأثیری بر لبنان ندارد و در حال حاضر تنها کشور عربی که بر لبنان تاثیر دارد تحولات سوریه و آمدن اخوان بر سر قدرت است. 

گزارش: منیر حضوری، دبیر گروه "مطالعات مصر و شمال آفریقا" و دستیار امور سمینارهای پژوهشکده