ابعاد و پيامدهاي تحريمهاي جديد امريكا و اتحاد اروپا عليه ايران
هنوز مركب قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران خشك نشده، ایالات متحده امریكا به همراه اتحاد اروپا به صورت منفردانه و جمعی دور جدیدی از تحریمها را علیه برخی شركتها و بانكها و شخصیتهای ایرانی به مرحله اجرا گذاشتند. این اقدام امریكا و اتحاد اروپا شامل مواردی است كه در قطعنامه 1929 شورای امنیت وارد نشده و در گذشته (پیشنویس قطعنامه پیشنهادی امریكا و انگلستان) از سوی دو كشور عضو دایمی شورای امنیت یعنی روسیه و چین مورد مخالفت قرار گرفته بود.
روسیه در پاسخ به این اقدام ایالات متحده امریكا و اتحاد اروپا، اولین كشور عضو دایمی شورای امنیت بود كه تدابیر و اقدامات مضاعف امریكا و اتحاد اروپا علیه ایران را بر خلاف مصوبه شورای امنیت به شمار آورد. به نظر میرسد دیگر اعضای دایمی و غیردایمی شورای امنیت بویژه چین و تركیه و برزیل نیز در مورد این اقدام واشنگتن و اتحاد اروپا به صف روسیه خواهند پیوست.
این نوشته میكوشد علل شتاب ایالات متحده امریكا و اتحاد اروپا را در توسعه دامنه تحریمها را علیه ایران مورد بررسی قرار داده و چشماندازی از آینده روابط كشورهای عضو دایمی شورای امنیت و همكاری آنها را بویژه در موضوع هستهای ایران ترسیم كند.
1.اكنون آشكار شده است كه ایالات متحده امریكا و انگلستان یعنی دو كشور پیشنهاد كننده پیشنویس قطعنامه 1929 در رایزنیهای خود با دیگر كشورهای عضو دایمی شورای امنیت بویژه روسیه و چین موفق به جلب توافق آنها در مورد دامنه تحریمها نشدند، اما از طرف دیگر نمیتوانستند، طرح پیشنهادی خود را از دستور كار شورای امنیت خارج كنند، از این رو آنها ترجیح دادند كه با پذیرش پارهای ملاحظات روسیه و چین به حداقلی از اجماع بویژه در میان كشورهای عضو دایمی شورای امنیت برای صدور قطعنامه چهارم دست یابند.
روسیه بارها و بارها روی این نكته تأكید كرده و میكند كه طرح پیشنهادی امریكا و انگلستان در قطعنامه چهارم علیه ایران وسیعتر از آن بود كه در نهایت مورد تصویب قرار گرفت. یعنی اگر موضوع بازرسی كشتیهای ایرانی را از قطعنامه 1929 استثنا كنیم، این قطعنامه شبیه قطعنامه سوم خواهد بود. در اینجا هدف این نیست كه ساحت روسیه و چین از تصویب قطعنامه 1929 علیه ایران مبرا شود، بلكه هدف این است كه به تلاشها و فشارهای وسیع غرب به رهبری امریكا علیه روسیه و چین به منظور پذیرش حداقلی از فشارهای جدید به ایران برای پذیرش شرایط شورای امنیت اشاره شود.
مسكو همواره روی این نكته تأكید داشته و دارد كه قطعنامه جدید علیه ایران نباید وضعیت بخش خصوصی اقتصاد ایران را در معرض خطر قرار دهد. روسیه به این منظور از «فرمول تحریمهای هوشمندانه» سخن به میان آورد، اما با آشكار شدن تمایلات امریكا و اتحاد اروپا از تصویب دور جدیدی از تحریمها اضافه بر آنچه در قطعنامه 1929 آمده بود، روسیه و احتمالاً در آینده نزدیك چین و حتی برخی كشورهای عضو غیردایمی شورای امنیت كه به قطعنامه چهارم علیه ایران رأی مثبت دادند به این نتیجه خواهند رسید كه ایالات متحده امریكا و اتحاد اروپا از فرمول پرش از روی مصوبات شورای امنیت استفاده كرده و هدف آنها چیزی فراتر از تلاش برای توقف غنیسازی اورانیوم از سوی ایران است.
بدین ترتیب میتوان گفت كه ایالات متحده امریكا و اتحاد اروپا از چتر شورای امنیت برای توجیه رفتار و رشته تدابیر منفردانه خود علیه ایران بهره میگیرند و این مسئله میتواند در روابط این كشورها با امریكا و اتحاد اروپا تأثیر منفی بگذارد.
یكی از كارشناسان سیاست خارجی امریكا در واكنش به اقدام جدید واشنگتن و اتحادیه اروپا علیه ایران گفته است كه امریكا به همراه متحدان غربیاش از همان فرمولهایی بهره میگیرند كه از نیمه نخست دهه نود میلادی قرن پیشین علیه عراق بهره گرفتند و در نهایت هم امریكا و هم متحدان غربیاش بدون اخذ مجوز از شورای امنیت به عراق به بهانه وجود سلاح كشتار جمعی و حتی بر خلاف توصیه هانس بلكس رئیس وقت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی كه بر تمدید مهلت بازرسی از تأسیسات نظامی عراق پافشاری میكرد، عمل كرد. و به حمله نظامی گسترده به عراق مبادرت كردند.
2.اقدام ایالات متحده امریكا و اتحاد اروپا در توسعه دامنه تحریمها علیه ایران آنهم به فاصله چند روز از تصویب قطعنامه 1929، شكاف كشورهای عضو دایمی شورای امنیت را افزایش خواهد داد و حتی به نظر میرسد اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت را نیز متزلزل كند، زیرا این طور كه از واكنش روسیه نسبت به اقدام جدید امریكا و اتحاد اروپا پیداست موافقت مسكو با متن قطعنامه 1929 مشروط به عدم توسعه دامنه آن از سوی كشورهای عضو دایمی شورای امنیت بوده است. در نتیجه میتوان گفت كه روسیه و احتمالاً چین در آینده نزدیك نسبت به ادامه همكاریهای خود با منظومه غربی در موضوع اتمی ایران و بویژه در اجرای مفاد قطعنامه 1929 دچار تردیدهای جدی خواهند شد.
پارهای از اظهارات مقامات روسیه بویژه مقامات بخش انرژی اتمی این كشور در مورد اتمام پروژه رآكتور اتمی بوشهر و همچنین اظهارنظر برخی مقامات روسیه در مورد احتمال از سرگیری مذاكره با تهران در مورد انتقال منظومه پدافندی اس. اس 300 به ایران باید در چارچوب ناخشنودی روسیه از اقدامات منفردانه امریكا و اتحاد اروپا در برخورد با موضوع اتمی ایران مورد ارزیابی قرار گیرد. حداقل به نظر میرسد هم روسیه و هم چین به صورت عملی چندان التزامی به اجرای همه جانبه مفاد قطعنامه چهارم علیه ایران به دلیل تلاش امریكا برای پرش از تلاشهای جمعی بینالمللی از خود نشان نخواهند داد. این اختلافنظرها و شكافها اگر چه به عمقی كه مورد انتظار و توقع ایران است نخواهد رسید، بلكه سایه سنگین خود را بر مذاكرات سه ماه آینده در جریان نشست شورای امنیت برای استماع گزارش دبیركل سازمان ملل متحد میزان التزام ایران به قطعنامه 1929خواهد انداخت.
این اختلافها چنانكه گفته شد روسیه و یا چین را به بهرهگیری از حق وتو خود در شورای امنیت برای ناكام كردن امریكا از سیاستهای منفردانه سوق نخواهد داد، اما بیتردید این شكافها و اختلافنظرها به روسیه و چین و حتی به دیگر اعضای سازمان ملل متحد این امكان و حتی این مجوز را خواهد داد كه پایبندی چندانی به مفاد قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه ایران از خود نشان ندهند، زیرا چنانكه در بالا نیز اشاره شد این اقدامات امریكا و اتحاد اروپا علاوه بر پرش از روی نهاد شورای امنیت نقش كشورهای غیردایمی شورای امنیت را محدود به تأمین چتر مشروع بینالمللی برای اجرای منویات شناخته نشده و غیرقابل پیشبینی ایالات متحده امریكا تنزل خواهد داد. این مسئله میتواند جایگاه حقوقی شورای امنیت را متزلزل كرده و اعضای سازمان ملل متحد را به جمعبندی یاسآوری برساند كه تنها نهاد بینالمللی دارای مشروعیت جهانی به تدریج به صورت بازیچه برخی كشورهای عضو دایمی شورای امنیت بویژه امریكا و انگلستان و فرانسه درآمده و بقیه اعضای این سازمان صرفاً در چارچوب تأمین خواستهای امریكا و كشورهای غربی تلاش میكنند.
در این زمینه باید تا شهریور ماه سالجاری منتظر ماند تا چگونگی واكنش كشورهای سازمان ملل متحد را به این اقدامات امریكا و اتحاد اروپا مشاهده كرد. بیتردید سازمان ملل متحد و شورای امنیت در سالجاری مسیحی پاییز بسیار داغی در پیش خواهد داشت تا آنزمان نیز به نظر میرسد بسیاری از كشورها با ارزیابی اولیه این اقدامات امریكا و اتحاد اروپا و نیز بررسی هدفهای درازمدت آن به این نتیجه خواهند رسید كه در برخورد با قطعنامه 1929 نیز با احتیاط بسیار فراوان عمل كرده و از اتخاذ روشهای شبه خصمانه علیه ایران (در چارچوب تعلیق همكاریهای بانكی و یا بازرسی از كشتیهای با مبدأ یا مقصد ایران پرهیز كنند.
3.از همان آغاز تصویب قطعنامه شورای امنیت (1929) علیه ایران، محافل سیاسی داخلی و ناظران بینالمللی در مورد چگونگی برخورد دو كشور روسیه و چین و جانبداری آنها در نهایت از قطعنامه تحریم ایران پرسشهای فراوانی مطرح كرده و برای یافتن پاسخهای آن به نشانههای فراوان از جمله حجم تبادل بالای بازرگانی چین و امریكا از یك سو و توافق ایالات متحده امریكا با روسیه برای كاهش زرادخانه موشكهای اتمی بالستیك (معاهده سارت 2) استناد میكردند، اما در هر حال ایران در موضوع اتمی خود بویژه در مذاكرات خود با كشورهای 1+5 كما و بیش به ممانعت مسكو و پكن از تصویب قطعنامههای دردناك علیه ایران امید داشت، اما اعلام پیشرس لاواروف وزیر خارجه روسیه نسبت به جانبداری از صدور قطعنامه جدید شورای امنیت پارهای از محافل داخلی ایران را در معرض یك شوك جدی قرار داد تا آنجا كه آقای احمدی نژاد آن نطق معروف را در شهرستان كرمان خطاب به رهبر روسیه ایراد كرد و همین بگو مگوها سبب وزش باد نسبتاً سرد سیبری بر فضای روابط ایران و روسیه شد، اما نكتهای كه به نظر میرسد هنوز از سوی كارشناسان امور استراتژیك در كشور مورد بررسی و مداقه جدی قرار نگرفته این است كه با وجود منافع بالای روسیه و چین با ایالات متحده در مقایسه با ایران و نیز با وجود آنكه نباید در اینگونه موارد حوزه اخلاق و روابط همسایگی و از این قبیل معیارها را مورد توجه قرار داد، یك نكته مهم در پس سیاستهای جدید روسیه و چین در مقابل ایران باید مورد مطالعه همه جانبه قرار گیرد. پیش از طرح این مسئله توجه به معادله روابط چین با كره شمالی و ثبات این روابط طی دهههای گذشته جلب توجه میكند. همین مسئله تاكنون مانع تشدید فشارهای بینالمللی علیه پیونگ یانگ شده و این مسئله را باید مرهون سیاستهای چین به شمار آورد.
در واقع اگر كره شمالی نسبت به پذیرش قواعد بازی بینالمللی آنهم در جهان تكقطبی به رهبری امریكا خودداری میكند، حداقل این كشور هنوز از جمله متحدان استراتژیك (عقیدتی و استراتژیك چین در شبه كره به شمار میرود) به عبارت دیگر كره شمالی پذیرش معادله چین را جایگزین معادلات بینالمللی كرده و در این تعویض ضریب امنیتی خود را افزایش داده است. در بازگشت به موضوع ایران به نظر میرسد هم روسیه و هم چین به این نتیجه رسیدند كه ایران باید در چارچوب قواعد بازی بینالمللی بازی كرده و به این قاعده احترام بگذارد. جانبداری مسكو و پكن از قطعنامه 1929 با وجود تلاشهای این كشور برای تلطیف مفاد و كاهش دامنه آن باید مورد ارزیابی همه جانبه از منظر منافع استراتژیك جمهوری اسلامی ایران در عرصه مناسبات بینالمللی قرار گیرد.
در هر حال ایران نه تنها به همراه و جانبدار (اگر نگوئیم همپیمان) در عرصه كشمكشهای بینالمللی نیاز دارد، بلكه در موضوع حساسی همچون پرونده هستهای باید از منظر معادلات حاكم بر قواعد بازی در مقیاس بینالمللی تحولات و دگرگونیها را مورد ملاحظه قرار دهد. به نظر میرسد هم چین و هم روسیه طی ماههای اخیر به این نتیجه رسیدند كه ایران قصد ندارد از قاعده بازی شناخته شده پیروی كند.
وارد كردن تركیه و برزیل به عنوان دو عنصر جدید در مناقشات مربوط به تبادل سوخت اتمی اگر با موفقیت پیش میرفت، چنانكه در مقالات پیشین خود یادآوری كردم، تحولات جهانی و كلید حل و فصل آن از دست چند نیروی سنتی مانند ایالات متحده و اروپا و تا حدودی چین و روسیه خارج میشد و نیروی جدید و تازه نفس و نیز نیروهای دارای موقعیت قابل احترام در منطقه نظیر تركیه وارد صحنه حل و فصل منازعات و كشمكشهای سیاسی میشدند و این میتوانست سرآغازی برای افول قدرت امریكا و اروپا نسبت به تأثیرگذاری در محیطهای ناآرام باشد.
نكته مهم كه كمتر مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفت این بود كه هم امریكا و هم روسیه و حتی چین اگر چه در ظاهر به ورود تركیه و برزیل به چتر پرونده اتمی ایران از زاویه تبادل اورانیوم تبریك گفتند، اما همه این كشورها به طور تقریباً مساوی در مورد مخاطرات ظهور نیروهای جدید در صحنه كشمكشهای منطقهای و بینالمللی نگران بودند، زیرا نباید از یاد ببریم كه هر كشوری كه در موضوع حساسی نظیر پرونده هستهای نقشآفرینی میكند، نقش دیگر كشورها بویژه كشورهای طرف مناقشه كاهش مییابد و این به لحاظ چشمانداز درازمدت آن، بر دیگر حوزههای نفوذ و تأثیرگذاری این كشورها نیز سرایت پیدا میكند و همچنین به دیگر قدرتهای نوظهور اجازه خواهد داد كه با در پیش گرفتن سیاستی عادلانهتر در حل و فصل كشمكشهای منطقهای و بینالمللی، موقعیت برتری در یكی و یا دو طرف مناقشه پیدا كنند. شما ملاحظه كنید كه اسرائیل بیش از هر دولت دیگر از ورود و نقش آفرینی كشوری مانند تركیه در مناقشه اعراب و اسرائیل نگران است، زیرا اسرائیل برای چند دهه است كه قطببندی حادی در شكل «عرب – یهود» و نزاع تاریخی آنها ایجاد كرده و از ورود مقولات جدید بویژه مقولات اخلاقی به این معادله جلوگیری میكند.
ایران طی چند ماه آینده وضعیت حساسی از منظر روابط بینالمللی خود پیش روی خواهد داشت. نگارنده در مورد تأثیرگذاری تعیین كننده تحریمها علیه ایران به لحاظ شناخت ابعاد این تحریمها و عادت قبلی كشور در برخورد با تحریمهای مشابه تردید دارد، اما نباید از یاد ببریم اگر در صحنه بازی شطرنج بینالمللی نتوانیم مهرههای حریف خود را یكی پس از دیگری از صحنه خارج كنیم حداقل در چارچوب یك بازی هوشمندانه نسبت به حفظ مهرههای خود و بهرهگیری از آنها در موقع لزوم و عدم توقع حداكثری از آنها در شرایط غیرحداكثری همت گماریم تا این وضعیت دشوار را پشت سر بگذاریم. تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی و وجود تحریمهای تكجانبه امریكا و غرب علیه ایران و اینك با وجود چهار دور تحریم علیه ایران، واقعیت این است كه جمهوری اسلامی ایران به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل شده كه حتی كشورهای دیگر را به هراس انداخته است. یعنی موضوع تحریمها، تلاش ایرانیان را برای اتكا به توانمندیهای خود در جهان بیرحم كنونی صد چندان كرده است، اما نباید از یاد ببریم كه مقصد همه این توانمندیها، بالا بردن ضریب امنیت ملی كشور است نه كاهش دادن آن.
جهت ارجاع دانشگاهی:
سید حسین موسوی ، "ابعاد و پيامدهاي تحريمهاي جديد امريكا و اتحاد اروپا عليه ايران"، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، 1 تیر ماه 1389.
نویسنده
سید حسین موسوی (رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه)
سید حسین موسوی رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. حوزه مطالعاتی آقای موسوی مسائل خاورمیانه می باشد.